حضرت ,دادي، ,يعني ,دادي، برادر
مي گويي من كشته ي اشك هستم. خوب ميدانم مي خواستي كشته ي اشك بشوي تا ما بگرييم و اين اشك بشويد خيل گناهانمان را. مهرباني تا كجا حضرت عشق؟! طفل دادي، پسر دادي، برادر دادي، برادر زاده دادي، سر تك تك شان را به بغل گرفتي، گرمي خون عزيزانت را لمس كردي سه ساله ات، شاهزاده خانومت خون گريه كرد، سيلي خورد، سرت را در آغوش گرفت و جان داد تا كه ما سراپا تقصير از گناهان گريه كنيم و پاك شويم؟! حضرت مهر، اي مظهر رحمان و رحيم بر زمين، مهرباني تا كجا؟! ميدانم كه اين اشك ها ادامه ي فرات است همانكه يك قطره اش را هم از لبان خشكيده ي شش ماهه ات منع كردند،همانكه علمدارت را، برادرت را، ماهت را از تو گرفت، حالا به ما گناهكاران فرات ميدهي اي حضرت سخا؟! اشك بر تو يعني آبرو، يعني اميد، يعني بار ديگر وارد گسترده ترين و سريعترين كشتي عالم شده ايم، تا نجاتمان بدهي. حضرت عشق، آبرويم را بگير اما اشك هايم را نه!

 

 

منبع اصلی مطلب : يك ستاره ام، يك ستاره ي غريبه
برچسب ها : حضرت ,دادي، ,يعني ,دادي، برادر
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت :